یکشنبه، دی ۲۸، ۱۳۹۳

نگاهی به شکل گیری فرقه زيديه و سیر تاریخی آن

نگاهی به فرقه زیدیه(۱)

اكثر نويسندگان زيدي به‌جاي امام سجاد عليه السلام، حسن مثني فرزند امام حسن مجتبي عليه السلام را امام خود دانسته (1) و زيد، امام پنجم شمرده مي شود.

عقیق: پيدايش فرقه زيديه به قرن دوم هجري باز مي گردد. زیدیه پس از امام سجاد عليه السلام، زيد فرزند آن حضرت را امام دانسته و او را تنها پيشواي علم و معرفت مي شمارند.

اكثر نويسندگان زيدي به‌جاي امام سجاد عليه السلام، حسن مثني فرزند امام حسن مجتبي عليه السلام را امام خود دانسته (1) و زيد، امام پنجم شمرده مي شود.

پس از وي فرزندش «يحيي بن زيد»، سپس «محمد بن عبدالله» و پس از او نیز «ابراهيم بن عبداللّه» را امام مي دانند كه همگي بر ضد خلفاي اموي قيام كرده و شهيد شدند.

زیدیه بعد از ابراهیم بن عبدالله، نتوانستند جمعیت منظمی را شکل دهند تا اين‌كه «ناصر اطروش» كه از اعقاب برادر زيد بود در خراسان ظهور كرد و در اثر تعقيب حاكم خراسان از آنجا فرار كرده، به‌سوي منطقه مازندران كه هنوز اسلام نیاورده بودند، رهسپار شد.

وی پس از سيزده سال تلاش توانست عده زيادي را به دین اسلام و مذهب زيديه در آورد؛ سپس با ياري آنان، ناحيه طبرستان را تسخیر کرده و به امامت بر آن ها پرداخت؛ پس از وي اعقاب او تا مدتي در آن سرزمین امامت كردند. (2)

چگونگي پيدايش زيديه:

نهضت زيد در اصل مورد تأييد امام باقر و امام صادق عليهماالسلام بود؛ بدين جهت، آن دو امام، مخفیانه به شيعيان خود توصيه مي كردند كه با زيد بيعت نمايند؛ ضمناً عهد و پيماني هم ميان امام معصوم عليه السلام و زيد منعقد شده بود كه مسلماً اگر زيد پيروز مي شد به آن عهد وفا کرده و حكومت را تحويل امام معصوم عليه السلام مي داد.

اما بسياري از شيعيان تصور مي كردند رهبر نهضت، زيد بن علي است كه با شمشير، قيام و خروج كرده و مردم را به رضا از آل محمد صلي الله عليه وآله فرا مي خواند و مقصود از آل محمد صلي الله عليه وآله هم خودش است!.

بدين جهت برخي از شيعيان كه از ظلم «امويان» به تنگ آمده بودند، زيد را امام واجب الاطاعة می دانستند.

زید بن علی در مقابل اين فكر انحرافي كه به شدت نیز گسترش مي يافت، نمی توانست کاری انجام دهد؛ چون امام باقر و امام صادق عليهما السلام واقع امر را به خاطر رعايت «تقيه» نمي توانستند علنی کرده و زيد هم به خاطر حفظ جان امام علیه السلام و عهد و پيماني كه با امام بسته بود، نمي توانست ابراز کند.

بنابراين جلوي اين فكر انحرافي گرفته نشد و باعث شد تا زيديه با چنین فکر انحرافی به‌وجود آید كه البته خود زيد در پيدايش آن كوچك ترين نقشي نداشته و بعيد نيست كه عقيده به امامت او بعد از شهادت دليرانه اش پيدا شده باشد؛ چون جايي ديده نشده كه زيد، خود را امام ناميده باشد. (3)

زيد بن علي عليهماالسلام در بين سال هاي 75 تا80 هجري متولد و در بين سال هاي 120 تا 122 شهيد شده است.(4)

او در كوفه اقامت کرده، سپس به شام و در مجلس هشام بن عبدالملك حاضر شد و با او مكابره (گردن کشی، سرپیچی) كرد و پنج ماه زنداني شد.

زید بعد از آزادی از زندان به مدينه و عراق بازگشت و در سال 120 هجري، چهل هزار تن از مردم كوفه با او بيعت كردند؛ وی مردم را به «كتاب»، «سنت» و «جهاد» دعوت مي كرد.

حاکم بصره و كوفه در زمان او، يوسف بن عمر ثقفي بوده و جنگی ميان او و لشكريان اموي درگرفت که بعد از چند روز زيد كشته شد.

دشمنان سر او را به دروازه دمشق آويزان كرده و جسدش را در خاكروبه كوفه بردار كردند و بعد به آتش کشیدند.

زيد بن علي از منظر امامان اهل بيت عليهم السلام:

امام صادق عليه السلام بسيار مي فرمود: خدا عمويم را رحمت كند. (5)

شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام بابي به نقل روايات ائمه معصوم عليهم السلام در مدح و منقبت زيد اختصاص داده است. به عنوان نمونه، امام هشتم عليه السلام فرمودند:... زيد بن علي از دانشمندان آل محمد صلي الله عليه وآله بود، وي براي خشنودي خدا خشمگين شد و با دشمنان خدا جهاد كرد و در راه خدا به شهادت رسيد.

امام باقر عليه السلام فرمودند: اي زيد! مادري كه تو را به دنيا آورده، برگزيده است.(6)

اصل قيام و جهاد زيد هم مورد تأييد ائمه عليهم السلام بوده است. (7)

دانشمندان اماميه مثل شيخ مفيد، شيخ بهائي و... زيد را تمجید كرده اند. (8)

از مطالعه آثار منسوب به زید بن علی (9) به دست مي آيد كه وی در مسائل مبدأ و معاد با عقايد اماميه هماهنگ می باشد (10) و بطلان بعضي عقايد زيديه، دليل بر انحراف زيد بن علي نمي گردد.

برخی از عقايد زيديه (مربوط به اصول مذهبي):

كلام و عقائد زيديه از نظر روش، عقل گراست، چنان‌كه از نظر اصول و مباديِ كلامي نيز با كلام عدليه (اماميه و معتزله) هماهنگ است و مهم ترين اصول عدليه را قبول دارند:

الف ـ زیدیه درباره صفات خبريه روش تأويل دارند، مثلاً يداللّه را به نعمت و قدرت تفسير كرده‌اند، بر خلاف اهل حديث و حنابله.

ب ـ رؤيت بصري خداوند را محال و مستلزم جسمانيت مي دانند (موافق اماميه اند).

ج ـ عدل و حكمت الهي را مثل اماميه قبول دارند. (خدا را عالم و بي نياز مي دانند).

د ـ در مورد جبر يا اختيار انسان ها مي گويند: خداوند خالق افعال بندگان نيست، چگونه خداوند آنان را به كاري كه خود مي آفرينند، امر كرده و از كاري كه قضاي الهي به تحقق آن تعلق گرفته، نهي كند؟. (مطابق نظر اختیار یا مفوّضه اند).

هـ ـ خداوند فعل قبيح انجام نمي دهد و كساني كه گناه كبيره انجام دهند، فاسق اند؛ نه كافر و نه مؤمن هستند. عقيده زيديه درباره امامت در برخی موارد بر خلاف ديدگاه شيعه اثنی عشری است؛ آنها معتقدند كه امام بايد داراي ويژگي های ذيل باشد:

1ـ از اولاد فاطمه زهرا عليهاالسلام باشد. حسني يا حسيني، چون پيامبر فرمود: اَلْمَهدِي مِن وُلْدِ فاطمة.

2ـ عالم به شريعت، زاهد و شجاع باشد تا از جهاد با دشمنان فرار نكند.

3ـ آشكارا به دين خدا دعوت كند و براي ياري دين، قيام مسلّحانه كند. (مثل زيد بن علي)؛ وجود چند امام در زمان واحد در كشورهاي مختلف جايز است و گاهي هم زيديه بدون امام بوده اند. (11)

برخی از احكام فقهي و فروع دين مربوط به زيديه:

مجموعه فقهي و حديثي كه به مسند امام زيد معروف است، نخستين كتاب در فقه و حديث زيديه می باشد كه علماي زيديه بر آن شرح هايي زده اند و مفصل ترين آنها «الروض النظير في شرح مجموع الفقه الكبير» تأليف قاضي شرف الدين سياغي است. (12)

زیدیه در عبادات و در بعضي از مسائل كه مايه تمايز شيعه و سني است، روش شيعه را دارند، مانند: «حي علي خير العمل» گفتن در اذان، پنج بار تكبير گفتن در نماز ميت، نخوردن ذبيحه (كشتار حيوان) غیرمسلمان؛

آنها به حرمت زناشوئي با غير زيدي معتقدند و متعه (ازدواج موقت) را جايز نمي دانند؛ بنا به آن‌چه گفته اند: زيديه در اصول، به روش معتزله و در فروع فقه، روش ابو حنيفه را دارند. (13)

زیدیه امر به معروف و نهي از منكر را واجب، تقيه كردن را حرام دانسته و براي ائمه خود قائل به معجزات و كرامات نيستند. (14)

زيديّه به فرقه هايی منشعب شده كه هر كدام در اصول و فروع عقایدي ويژه دارند؛ برای زیدیه فرقه هایی چون: جاروديّه، سليمانيه، صالحيه، بتريه، ابرقيه و... ذكر كرده اند که گاهی تا نوزده فرقه می‌رسند.

اسامي چند تن از مشاهير و دانشمندان زيديه

1ـ احمد بن عيسي بن زيد (247ـ157 هـ) كتاب وي امالي است به نام «رأب الصدع» و مشتمل بر 2790 حديث از رسول اكرم صلي الله عليه وآله و ائمه اهل بيت عليهم السلام است.

2ـ القاسم الرسي (246ـ169 هـ) وي جدّ يحيي بن الحسين مؤسس حكومت زيديه در يمن است.

3ـ الامام الهادي (298ـ245 هـ) مؤسس حكومت زيديه در يمن که تأليفات زيادي دارد.

4ـ الحاكم الحبشي (494ـ413) از اساتيد جار اللّه زمخشري، مفسّر معروف است.

5ـ ابو سعيد نشوان حميدي (متوفاي 573 هـ) از نوادر عصر خود در لغت، نحو و تاريخ بود.

6ـ عبداللّه بن حمزه (614ـ561 هـ) از نوادگان حسن مثنّي پسر امام حسن مجتبي عليه السلام.

7ـ المؤيّد باللّه (749ـ669 هـ) از نوادگان امام جواد عليه السلام، كتاب «الطراز» و «الانتصار» از اوست.

8ـ احمد بن يحيي بن المرتضي (840ـ764 هـ) مؤلف كتاب «البحر الزخار» از برجسته ترين علماي زيديه در فقه و اصول است و در علوم عقلي و نقلي نیز داراي تأليفات است. (15)

پی نوشت:

1. علی رباني گلپايگاني، فرق و مذاهب كلامي، قم، دفتر