رییس دولت دهم با بیان اینکه در برنامهریزی حکومتی ما هنوز مسجد جایگاه محوری و اساسی را پیدا نکرده است، اظهار کرد: هیچ کدام از ما مسئول این نیستیم که مارک بر پیشانی افراد بزنیم که چه کسی بهشتی یا جهنمی است، این را فقط خداوند و قلب آن انسان میداند.به گزارش ایسنا، محمود احمدینژاد در دیدار مسئولان ستاد عالی و فعالان کانونهای فرهنگی و هنری مساجد گفت: احیای انسان یعنی احیای حقیقت انسان و ماموریت هر انسان، احیای انسانیت خود و انسانیت جامعه است. در واقع کار اصلی انسان، شکوفا کردن حقیقت انسانی خود است و لاغیر و این از طریق کار فرهنگی، انسانی، محبت و مهربانی انجام میشود.
وی خطاب به فعالان مساجد، گفت: شما کار فرهنگی در دل مساجد انجام میدهید و این کار مهمی است، ولی اینگونه نباید باشد که ما اصالت فرهنگی و ارزشهای فرهنگی خود را فقط از طریق ضدیت با دیگران تعریف کنیم و ببینیم که استکبار و مستکبران چه میکنند و ما درصدد مقابله با آنها در بیاییم.رییسجمهور با بیان اینکه کار اصلی ما نفی نیست، ادامه داد: کار اصلی ما اثبات است. شما تصور کنید چهار پنج سال دیگر خبری از صهیونیستها و استکبار جهانی نباشد، آیا دیگر ما نباید حرفی برای جامعه بشری داشته باشیم؟ آیا دیگر نباید کاری کنیم؟ اصلا نفی دیگران مستلزم اثبات یک حقیقت بالاتر است و اگر ما آن حقیقت بالاتر را اثبات نکنیم، نمیتوانیم با هجمه فرهنگی مقابله کنیم. ما زمانی به آنها میتوانیم بگوییم که شما پایه و اساس ندارید که یک فرهنگ متعالیتر داشته باشیم و با عرضه آن با آنها مقابله کنیم وگرنه کار ما محدود میشود به برخورد با ظواهر و کارهای سطحی و شعاری در حالی که ما مکتبی داریم که متعلق به تمام بشریت و نجاتبخش تمام انسانهاست و در واقع با فطرت تمام انسانها آشناست.
احمدینژاد با بیان اینکه زیباترین هدیه برای بشریت ارائه مکتب الهی و سعادتبخش است، گفت: وقتی ما این مکتب را عرضه کنیم فرصت و مجالی دیگر برای شیطان باقی نمیماند، در واقع شیطان در خلاء حضور اندیشههای اسلام ناب و انسانی است که جولان میدهد.
وی با تاکید بر اینکه بیش از آنکه بخواهیم مقابله کنیم باید دعوت و معرفی کنیم، اظهار کرد: البته در این معرفی نیز اکثر اوقات نه با زبان، بلکه با عمل باید این کار را انجام دهیم.این بالاترین مقام اجرایی کشور در بخش دیگری از صحبتهای خود با بیان اینکه هیچ کدام مسئول این نیستیم که مارک بر پیشانی افراد بزنیم که چه کسی بهشتی یا جهنمی است و این را خداوند و قلب آن انسان میداند، گفت: شهید مطهری میفرمایند جاذبه باید در حد اعلا و حداکثر ممکن باشد و دافعه در حداقل ضرورت و این دستور تربیتی است.
رییسجمهور گفت: اگر ما دارای یک اندیشه جهانی که بتواند جهان را به سمت سعادت هدایت کند نباشیم، داخل ایران را هم نمیتوانیم اداره کنیم.
احمدینژاد با بیان اینکه آنهایی که ما دشمن بشریت میشناسیم و در واقع دشمن حقیقت انسان هستند دنیا را با اندیشه و اراده جهانی اداره میکنند، افزود: آنها شعارهایی که انتخاب میکنند برای همه است، ولو پشت آن چپاول و فریب باشد. میگویند آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، داخل تهران هم وقتی کسی این شعارها را میشنود از آن خوشش میآید، آنها شعاری که میدهند شعارشان در قلب کشور اسلامی هم خریدار دارد، ما چه باید بگوییم؟، اسلام چه میگوید؟وی با بیان اینکه یک دین بیشتر نیست و آن اسلام است و در واقع ما یک دین توحیدی داریم که آن اسلام است، افزود: هر کدام از پیامبران نیز نسبت به وضعیت بشر در هنگام ارائه اسلام آن را یک قدم جلوتر بردند و پیامبر اسلام اکمل آن را عرضه کرد.
رییسجمهور با بیان اینکه حقیقت دین یکی است و نگاه ما باید سعادتبخش و نجاتبخش بشر باشد و در جهت رفع موانع در برابر بشریت حرکت کنیم، گفت: اگر این نگاه را داشته باشیم، خود به خود بسیاری از هجمهها رنگ میبازد؛ چراکه اگر حقیقت مکتب اسلام به دنیا معرفی شود، دست شیطان به آن نمیرسد و همه آن را قبول دارند.
احمدینژاد با بیان اینکه آنها میگویند دموکراسی و حقوق بشر و ما میگوییم حکومت عدالت، پاکان و صالحان، افزود: ما در عقل و نقل نیز استدلال کافی برای اثبات این امر داریم.وی با بیان اینکه اندیشه مهدوی در هر کجای دنیا مطرح شود، مخالفتی با آن صورت نمیگیرد و استقبال از آن میشود، گفت: اگر فعالیت در مساجد نیز به عشق امام زمان (عج)و حاکمیت آن نباشد، اثری نخواهد داشت. امروز جهان تشنه این اندیشه است و میبینیم که مستکبران نیز رنگ خود را عوض کردهاند و میخواهند در قالب دیگر خود را عرضه کنند و شعار عدالت سر میدهند.
این بالاترین مقام اجرایی کشور با اعتقاد به اینکه بهترین کسانی که باید این اندیشهها را به آنها ارائه دهیم، جوانان خودمان هستند، گفت: خداوند مسجد را ایجاد کرد که ذکر خداوند و حضرت مهدی(عج) در آن جریان داشته باشد و در واقع تمرین امامت باشد. جمهوری اسلامی ایران نیز تمرین امامت است، در واقع ایستگاهی است برای تمرین امامت و ولایت.
رییسجمهور با اشاره به استقبال از اندیشه مهدوی در عرصه جهانی و با بیان اینکه وقتی این اندیشه مطرح میشود، دعوایی وجود نخواهد داشت، گفت: چرا ما به عنوان مسلمانان با مسیحیان باید در تضاد باشیم یا برعکس، در صورتی که هر دو پیرو خداوند هستیم پس چرا باید تضاد باشد؟ نقص در پیروی است. چرا ما باید با هم دعوا داشته باشیم؟ شیطان همواره تلاش میکند که جامعه بشری را تکه تکه کند و در واقع اختلافات را گسترش دهد.احمدینژاد با بیان اینکه ما باید پرچم دفاع از حقوق بیش از هفت میلیارد انسان را دست بگیریم و آن را بلند کنیم، گفت: ما باید از ایجاد تفرقه جلوگیری کنیم، شیطان همواره سعی میکند تعصبات را دامن بزند، اختلاف ایجاد کند که مسیحی یک طرف قرار بگیرد و مسلمان یک طرف دیگر و در مرحله بعد میآید و در داخل مسلمانان اختلاف ایجاد میکند.
در ادامه این جلسه رییسجمهور در پاسخ به سوال یکی از حضار در ارتباط با بحث ولایت فقیه به عنوان حلقه واسطه بین انسان و امامت، گفت: جمهوری اسلامی تمرین امامت و ولایت است، همه عظمت جمهوری اسلامی از آن امام و شهداست و در واقع این راهی است که آنها باز کردهاند و نظام ولایت فقیه پشت آن به امام زمان(عج) محکم است و در واقع برای امام زمان و استقرار حکومت امام زمان(عج) است.
وی گفت: ولایت فقیه این نیست که جبهه سیاسی برای یک عدهای خاص باشد که خود را پشت آن مخفی کنند و بازیهای انتخاباتی خود را پیش ببرند، بحث از این موضوع بالاتر است. ما نباید این موضوع را بیاوریم در قالب بحثهای کلیشهای یا دم دستی.احمدینژاد با بیان این که در زمانی یک عدهای خود را طرفدار بازار معرفی کردند و عدهای دیگر طرفدار مستضعفین ولی در واقع هیچ کدام به واقع طرفدار بازار یا مستضعفین نبودند، گفت: بعد آمدند چپ و راست را مطرح کردند و بعد این ور و آن ور، اینها بازی سیاسی است.
رییسجمهور با بیان این که بحث امامت و ولایت فقیه بحثهای مبنایی و متعالی است، اظهار کرد: نباید در سطح کارهای دم دستی آن را پایین آورد.
وی با بیان اینکه هر کس ذرهای به اندیشههای الهی معتقد باشد، زیر پرچم ولایت است و در واقع ولایت متعلق به تمام بشریت است، گفت: نقطه هجمه اصلی شیطان این است که انسان را از خود و امام غافل کند و میگوید در مورد هر چیزی میخواهید صحبت کنید ولی از امامت و ولایت صحبت نکنید.
رییسجمهور با بیان اینکه من تقسیمبندی سنی و شیعه را قبول ندارم، چراکه پیامبر ما همگی یکی است و دین هم یکی بیشتر نیست، افزود: وحدت باید حول محور امام شکل گیرد و در واقع شان امام ایجاد وحدت بین بشریت خداپرست در برابر شیطان است.احمدینژاد با بیان اینکه ما این موضوعات اساسی را کنار گذاشتهایم و راجع به فرعیات گفتوگو میکنیم، گفت: مگر کسی میتواند حقیقت امام را نفی کند. امام متعلق به بشریت است.
وی با بیان اینکه بهترین جا برای ارائه این اندیشهها و آشنایی با حقیقت امام، مسجد است، اظهار کرد: تا انسان کامل نباشد تمام تلاشهای پیامبر ابتر است و در واقع آنکه این تلاشها را معنا میدهد و به نتیجه میرساند امام است و ما باید این اندیشه را به دنیا ارائه کنیم+![]()
امام زمان (ع) فرمود:برای تعجیل در فرج و ظهور من بسیار دعا کنید، همانا این کار برای خودتان گشایش خواهد بود.
دوشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۱
احمدی نژاد:تقسیم بندی شیعه وسنی را قبول ندارم
جمعه، اسفند ۲۵، ۱۳۹۱
پناه بردن عربستان به تیرباران به علت کمبود جلاد
به گزارش دویچه وله هفت مرد در عربستان سعودی پس از رد تقاضای عفوشان اعدام شدند. خبرگزاری رسمی عربستان سعودی روز چهارشنبه (۲۳ اسفند) اعلام کرد که این هفت مرد متهم به دزدی، غارت و سرقت مسلحانه بودند.
مراسم تیرباران متهمان در شهر کوهستانی ابها در استان جنوبی عسیر این کشور انجام شد. سازمان بینالمللی دیدهبان حقوق بشر این اعدامها را محکوم کرده است.
سازمانهای حقوق بشری جهان مانند عفو بینالملل خواستار لغو حکم اعدام این افراد شده بودند. سازمان دیدهبان حقوق بشر با محکوم کردن این اعدامها، بخصوص نسبت به اعدام چند تن از متهمان اعتراض کرده که در زمان وقوع جرم نوجوان بودهاند.
گفته میشود دستکم دو تن از متهمان در زمان دستگیری به اتهام سرقت جواهرات ۱۵ ساله بودهاند. دیدهبان حقوق بشر در ادامه خاطر نشان کرده است که این متهمان پس از دستگیری حق داشتن وکیل را نداشته و در دوران دستگیری شکنجه شدهاند تا به سرقت خود اقرار کنند و بدین گونه راه برای اعدام آنها آماده گردد.
از آغاز سال جاری میلادی تاکنون ۲۳ تن در عربستان سعودی اعدام شدهاند. این کشور در سال ۲۰۱۲ میلادی ۷۶ نفر را اعدام کرده است.
طبق گزارشهای رسانههای عربستان سعودی، اجرای حکم اعدام به شیوه سنتی گردن زدن به دلیل کمبود جلاد کاهش یافته و شیوه اعدام از راه تیرباران به تدریج افزایش مییابد.
آیت الله جوادی آملی : وظیفه فقیه ترساندن مردم از جهنم است
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جوادی آملی،وی درکنگره بزرگداشت آیتالله سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی گفت: طرح اینگونه کنگرهها از برکات نظام اسلامی است، یک فقیه از آن جهت که عالم دینی است باید سهم الارث خود را بشناسد و طلب کند، اینکه گفته شد «العلما ورثة الانبیاء»، این جمله نسبت به علمای راستین خبری است، اما نسبت به دیگر عالمان یعنی اینکه ای عالم بکوش و ارث ببر، اگر آمدی حوزه و چیزی نصیبت نشد، ضرر کردی، بکوش که چیزی بفهمی و وارث انبیا شوی.
آیت الله جوادی آملی افزود: صاحب عروه این مطلب را فهیمد و از یزد به مشهد، از مشهد به اصفهان و از اصفهان به نجف به دنبال ارث خود میگشت، و موفق شد، آنکه نرفت حوزه ضرر کرده، آنکه رفت حوزه و به دنبال نخود سیاه گشته ضرر کرده، آنکه تا نیمه راه رفته ضرر کرده، آنکه ارث خود را نشناخت و نگرفت ضرر کرده، آنکه ارث خود را یافت مانند سید سود برده است، سید فهمید که باید وارث انبیا شود، این ارث بردن به قدر پیوند داشتن با انبیا بوده است، در ارث مال مرگ مورث شرط است، در ارث مرگ وارث شرط است، تا وارث نمیرد چیزی از مورّث به او نمیرسد تا «موتوا قبل أن تموتو» نشود او را وارث انبیا نمیکنند، سید با مرگ ارادی از بازیگری، بیراههرفتن و راه کسی را بستن مرد، سید لیاقت پیدا کرد که وارث سلسله انبیا شود.
وظیفه فقیه ترساندن مردم از جهنم است
آیتالله جوادی آملی با اشاره به اینکه کار اصلی انبیا انذار است، اظهار داشت: انما انت مبشر در قرآن نیامده است، بلکه إنما انت منذر آمده است، تأثیر انذار بیش از تبشیر است، خداوند همین میراث را در آیه نفر سهم فقیهان خواند، این راه میراثبری را مشخص کرده است، ممکن است کسی بیاید فقیه، فیلسوف متکلم و مفسر شود اما منذر نشود، انذار کار آسانی نیست، نه به سخنخوانی نه به سخندانی و نه به تألیف و کتاب نوشتن و تدریس است، مگر هر عالمی عرضه دارد جامعه را از جهنم بترساند، این کار هر کسی نیست، وقتی وجود مبارک رسول گرامی از جهنم سخن میگفت، تمام صورتش سرخ میشد مانند اینکه یک فرمانده لشکر از حمله ارتش جرار بیگانه خبر دهد، ترساندن از جهنم کار آسانی است، مگر مردم حرف هر کسی را گوش میدهند.
وی اظهار داشت: فقیه نیامده درس بخواند تا کتاب بنویسد، فقیه آمده درس بخواند تا جامعه را جهنمهراس کند، زیرا خداوند در آیه نفر این مطلب را به او گفته است، این انذار از سه مشرب حکیمانه، واعظانه و جدال احسن است، این راههای گوناگون یا راه استدلالی است یا راه موعظهای است یا راه استفاده از مقدمات مقبول و معقول است، سید تنها فقیه جامد ایستای یک بعدی نبود، مناجاتها و گریهها داشت، نامههای سیاسی داشت، فقها باید بفهمند وارثان انبیا هستند و تا نمردند چیزی به آنان نمیدهند و مهمترین میراث انبیا انذار مردم است.
مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به اینکه در علوم عقلی فلسفه رییس است، اظهار داشت: اما در امور عملی و علوم عملی فقه رییس علوم عملیه است، اخلاق و حقوق وجود دارد اما ریاست با فقه است، این بیان نورانی امیر بیان در نهجالبلاغه فرمود که هر کس بدون فقه تجارت کند، در ربا میافتد، تمثیل است، یعنی در موارد دیگر هم همینطور است، یعنی کسی که در سیاست، فرهنگ، جشنوارههای فرهنگی و مانند آن بدون فقه شود، به گناه میافتد، گودال جلوی تاجران ربا است، گودال سیاستمداران سر از غرب یا شرق درآوردن است، گودال زیرپای فرهنگیان سر از ایرانگرایی درآوردن است، ریاست همه علوم عملیه را حلال و حرام خداوند مشخص میکند، چه واجب و چه حرام است، رییس علوم عملیه فقه است، سهم سید در این بخش وافی و کافی بود و عمری را در این بخش گذرانده بود، او هم حوزه نجف و هم علما را با تعلیم و تدریس انذار کرد، مقلدان را با علام فتوا انذار کرد، جلوی لطمه خوردن و به گودال افتادان حوزه را با فقه مدلل گرفت و هم جلوی به گودال افتادن مردم را با فتواهای خود گرفت.
عروه قلبی عمیق و قالبی دلپذیر دارد
وی افزود: سیدکاظم طباطبایی به همت مرحوم کاشف الغطاء عروه را نوشتند، آنان که با حاشیه آشنا هستند میفهمند که قلم عروه قلم مرزبندی شده است، مرحوم کاشفالغطا و برادرش میگفت ما زحمت میکشیدیم تا عروه سکه قبول بخورد، سید کاظم، مرحوم کاشفالغطا و امثال آن را پروراند، عروه برای اینکه محتوای عمیقی دارد و قالب خوبی دارد، هم لفظ خوب و هم محتوای خوب دارد، یک قرن است به جای شرایع نوشته است، درسهای خارج که قبل از عروه مطرح میکردند از شرایع بود، اغلب از شرایع سخن میگفتند، بزرگان دیگر هر که آمد شرح بر شرایع نوشت، اگر کسی بخواهد دستش پر باشد در درجه اول شرایع را معیار قرار دهد.
آیتالله جوادی آملی با بیان اینکه علامه طباطبایی فرمود مرحوم صاحب وسائل به عنوان شرح حدیثی شرایع نوشته است، روی رهنمود مرحوم علامه برای یافتن یک روایات که پنجاه سال پیش سخت بود، اول به شرایع مراجعه میکردیم و باب روایت را پیدا میکردیم و آن را در وسائل جستوجو میکنیم، اما کم کم عروه مرحوم سید به جای شرایع نشست و شروح عروه به جای شرایع نشست، این کار کار آسانی نیست، داشتن قلب عمیق و قالب دلپذیر عروه را عروه کرد، گرچه که صاحب عروه مبتکر نبود، اما او خوب شناخت که در میان فقها کی چه آورد، و راه رهاوردی مثل او را بداند.
وی ادامه داد: از نظر کثرت تتبع و اطلاعات راه جواهر را پیش گرفت، از نظر تولید علم روش شیخ انصاری را پیش گرفت، کسی که راه دیگران را پیش بگیرد، کار نیست، کسی که راه علمای دیگران را پیش بگیرد و مانند آنان حرف بزند کاری نکرده است، اگر کسی حرف تازها ی روی مواد خام آورد آنگاه میتواند درس خارج ارائه کند، آنگاه این درس خارج است، صاحب عروه از نظر احاطه راه صاحب جواهر را پیش گرفت، روی جواهر سلطه داشت و آن را مطالعه میکرد، نمونه ای کار در جواهر و در کار سید دیده میشود، سلطه صاحب جواهر در این کارهای مشخص می شد.
صاحب عروه ادامهدهنده راه صاحب جواهر و شیخ انصاری بود
استاد عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: مرحوم صاحب جواهر در مکاسب محرمه مسأله رشا را مطرح میکند، خداوند از رشا به سحت تعبیر کرده است، یعنی پوست انسان را میکند، اگر میبیند برخی گرفتار اختلاس شدند و مصلوب الحیثیه شدند به این دلیل است، مرحوم صاحبجواهر میگوید آیا رشوه که حرام است انسان در برابر رشوه بخواهد انجام دهد و ادامه میدهد این موضوع تنها در مسائل مالی نیست بلکه مدح بیجا و ثنای بیجا، کسی نیز نوعی رشوه است، به عنوان مثال کسی حجتالاسلام والمسلمین نیست را آیتالله بگوییم، همین فتوا را مرحوم سید در بحث قضا وارد میکند، اگر قاضی دیروز حجتالاسلام بود و امروز چون با او کار دارند میشود آیتالله، مرحوم صاحب عروه بیان میکند که این خطر و رشوه است، این کرنش نابجا اینها گودال است، این سلطه سید است که از مکاسب محرمه این مطلب را به قضا میآورد، زیرا میداند که در مکاسب محرمه چه گذشته است.
وی با اشاره به اینکه فقه اول حدیث بود، ائمه ابتدا حدیث میگفتند و متن احادیث متن فتوای این خاندان بود، ادامه داد: از این حدیث استبناطات فقهی شکوفا شد، اصول خروجی فقه است، قواعد فقهی خروجی فقه است، اصول فقه قواعد فقهی شده است، این کار کم کم سامان پذیرفت، در جریان شیخ انصاری آن قدر در قاعده فضولی کار کرد که یک قاعده سیال شد و گرنه در ابتدا یک قاعده کوچک بود، این گونه موارد یعنی وضع قاعده کردن و از فقه قاعده فقهی درآوردن تولید علم است.
آیتالله جوادی آملی با بیان اینکه یکی از فتواهای سید این است که «پیمانهای دو طرفه ابتدایی نیز واجبالوفا است»، ادامه داد: بر اساس این قاعده بسیاری از مسائل امروز مانند بیمهها، گفتوگوها و پیمانها سامان مییابد، این فتوا یک فتوای زنده و از ابتکارات سید است، یعنی اینکه اگر شما قرار گذاشتی و تخلف کردی با یک ببخشید حل نمیشود، بلکه معصیت کردهای، اگر با کسی وعده کردی و قرار ملاقات داشتی باید وفا کنی و واجب است بروی این موضوع نمونهای از فتوای سید است، راه علمی مرحوم سید این است که در سلطه علمی ادامهدهنده راه مرحوم صاحب جواهر بود و در ابتکار و تولید ادامهدهنده راه شیخ انصاری بود.
مسائل مورد نیاز جامعه از سوی حوزویان تأمین شود
وی با بیان اینکه حوزه علمیه قم از برکات سید استفاده میکند، اظهار داشت: این طلبهها در بینالطلوعین حاضر میشدند و فرمایشهای صاحب عروه را مباحثه میکردند، اگر کسی بخواهد بماند و عالم شود راه همین است، وقتی وارد مسجد بالاسر میشدند درباره فقه و اصول صحبت میکردند و از برکات آن حضرت امام خمینی(ره) است، اگر این بزرگداشت تمام شد وظیفه ما ادامه دادن راه سید است، «مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»، هر چه که نسخ شد، نسخ نشد، بالاتر از سید و همتای سید باید بیاید، این آیه وعده میدهد، الان کار ما چیست؟ کار ما حوزویان این است که آنچه که محل ابتلای عملی نظام چه دولت و چه ملت، محل ابتلای علمی حوزه علمیه باید باشد، آنچه دولت و نظام اسلامی لازم دارد باید استنباط کنیم و تحویل بدهیم.
مؤلف کتاب الحیاة با اشاره به آیات «وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»، «وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و « وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ» ادامه داد: خداوند در این آیه کسانی را تهدید میکند که بتوانند بما انزل الله حکم کنند، اما نمیکنند، اگر چیزی محل ابتلا باشد و فقیه آن را حکم نکند مشمول این آیه میشود، صاحب عروه جهاد و انفال را حکم نکرده است، زیرا محل ابتلای او نبود، ااگر دستگاه قضا بخواهد حکم کند، بسیاری از مسائل قضایی قانون نانوشته است، بسیاری از مسائل جزایی ناننوشته است، مرتب به کمیسیون قضایی نیابت داده میشود تا مشکلات را حل کنند، در قانون اساسی به بهانه اجماع، تعارض و ابهام پروندههایی را مسکوت میگذارند، قضات مشغول پروندهداری هستند، بر ما عالمان حوزه قم واجب است که مراکزی داشته باشیم تا جمیع نیازهای فقهی نظام را تأمین کنیم، تا در مسائل علمی «ِبمَا أَنزَلَ اللَّـهُ» حکم کنیم، تا آنان در مسائل عملی ««ِبمَا أَنزَلَ اللَّـهُ» عمل کنند، نباید بگوییم ما مسؤول نیستیم، این مسائل محل ابتلای ما حوزویای باید باشد، مکرات را بازگو کردن روا نیست، ناگفتهها را گفتن نه تنها رواست که لازم است، هر چه محل ابتلای عملی جامعه شد، باید محل ابتلای علمی حوزه علمیه باشد.