سه‌شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۱

مواریث انبیای الهی در دست باكفایت امام مهدی(ع)ا

امام باقر(ع) درباره این سنگ می‏فرماید:
چون حضرت قائم در مكه قیام كند و خواهد كه متوجه كوفه شود منادیش فریاد كشد كه كسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسی(ع) كه به وزن یك بار شتر است با آن حضرت است. در هر منزلی كه فرود آیند، چشمه آبی از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سیر و تشنه را سیراب كند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامی كه در نجف به پشت كوفه فرود آیند
 

وجود مبارك امام عصر(ع) علاوه بر صحف انبیای الهی، علم انبیا و اسم اعظم، ودایع و آثار انبیای الهی را نیز به ارث برده است كه در اینجا با بهره ‏گیری از روایات معصومین(ع) به برخی از این ودایع اشاره می‏كنیم:

1. عصای موسی(ع)
امام باقر(ع) فرمود:
عصای موسی از آن آدم(ع) بود كه به شعیب رسید و سپس به موسی‏بن عمران رسید، آن عصا نزد ماست و اندكی پیش نزدم بود؛ مانند وقتی كه از درختش جدا شده سبز است و چون از او سؤال شود جواب گوید و برای قائم ما (حضرت مهدی(ع)) آماده گشته است، او (حضرت مهدی) با آن، همان كار كه موسی می‏كرد انجام دهد. آن عصا هراس‏آور است و ساخته‏‌های جادوگران را می‏بلعد و به هر چه مأمور شود انجام دهد؛ چون حمله كند هر چه به نیرنگ ساخته‏اند می‏بلعد و برایش دو شعبه باز شود كه یكی در زمین و دیگری در سقف باشد و میان آنها (میان دو فكش) چهل ذراع باشد و نیرنگ ساخته‏‌ها را با زبانش می‏بلعد. (به‏طوری كه در زمان حضرت موسی(ع) سحر ساحران را بلعید)2.
امام صادق(ع) نیز فرمود:
الواح موسی(ع) (تورات) و عصای او نزد ماست و ما وارث پیامبرانیم3.
با توجه به این روایت می‏توان گفت: عصای حضرت موسی(ع) و تورات دست به دست به حضرت صادق(ع) و پس از ایشان هم دست به دست به سایر ائمه رسیده است و اكنون نیز این عصا در اختیار امام مهدی(ع)كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند قرار دارد.
عصای حضرت موسی چندین معجزه داشته كه قرآن به آنها اشاره كرده است:
1. مار شدن عصا هنگام مبعوث شدن حضرت موسی(ع) به پیامبری: در سورة قصص، آیة 31 می‏فرماید:
و [فرمود:] «عصای خود را بیفكن». پس چون دید آن مثل ماری می‏جنبد، پشت كرد و برنگشت. «ای موسی، پیش آی و مترس كه تو در امانی».
2. اژد‌ها شدن عصا نزد فرعون: در سورة شعراء، آیة 32 می‏فرماید:
پس عصای خود بیفكند و به ‏ناگاه آن اژد‌هایی نمایان شد.
3. بلعیدن سحر ساحران توسط عصا: در سورة شعراء، آیات 45 و 46 می‏فرماید:
پس موسی عصایش را انداخت و به ‏ناگاه هر چه را به دروغ برخاسته بودند بلعید. در نتیجه، ساحران به حالت سجده در افتادند.
4. زدن عصا به دریا و باز شدن راه برای نجات قوم بنی‏اسراییل: در سورة شعراء، آیة 63 می‏فرماید:
پس به موسی وحی كردیم: «با عصای خود برین دریا بزن». تا از هم شكافت، و هر پاره‏ای همچون كوهی سترگ بود.
5. زدن عصا به سنگ و بیرون آمدن دوازده چشمه آب برای اسباط بنی‏اسراییل: در سورة بقره، آیة 60 می‏فرماید:
و هنگامی كه موسی برای قوم خود در پی آب برآمد، گفتیم: «با عصایت بر آن تخته سنگ بزن». پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت... .
این عصا، در ابتدا متعلق به حضرت آدم(ع) بوده و سپس به حضرت شعیب(ع) رسیده و آنگاه كه موسی(ع) به خدمت حضرت شعیب(ع) درآمد آن عصا به او رسید. در كتاب‌های تاریخ انبیا برای این عصا حوادث و وقایع گوناگونی نقل شده است.

2. سنگ حضرت موسی(ع)
قرآن كریم در دو مورد از این سنگ یاد كرده است؛ یكی آیة 60 سورة بقره كه پیش از این ذكر آن گذشت و دیگری آیة 160 سورة اعراف كه می‏فرماید:
و آنان را به دوازده عشیره كه هر یك امتی بودند تقسیم كردیم، و به موسی وقتی قومش از او آب خواستند وحی كردیم كه با عصایت بر آن تخته سنگ بزن. پس، از آن دوازده چشمه جوشید. هر گروهی آبشخور خود را بشناخت.
امام باقر(ع) دربارة این سنگ می‏فرماید:
چون حضرت قائم در مكه قیام كند و خواهد كه متوجه كوفه شود منادیش فریاد كشد كه كسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسی(ع) كه به وزن یك بار شتر است با آن حضرت است. در هر منزلی كه فرود آیند، چشمه آبی از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سیر و تشنه را سیراب كند و همان سنگ توشة آنهاست تا هنگامی كه در نجف به پشت كوفه فرود آیند4.
در خصوص سنگ موسی(ع) ذكر چند نكته لازم است:
الف) الف و لام «حجر» در این آیه (بعصاك الحجر)، الف و لام معرفه است؛ یعنی این سنگ خاص و نه هر سنگی، لذا این سنگ به عنوان یكی از ودایع نبوت به دست امام عصر(ع) رسیده است و در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) این سنگ به عنوان توشة بین راه یاران آن حضرت مورد استفاده قرار می‏گیرد و احادیث مربوط مبین این موضوع است.
ب) در زمان موسی(ع) چون قوم بنی‏اسراییل دوازده سبط بودند5، و این اسباط با هم اختلاف داشتند، دوازده چشمه از آن سنگ بیرون آمد تا هر گروهی چشمة آبی برای خود داشته باشند، امّا در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) چون اختلاف و تفرقه‏ای بین یاران امام مهدی(ع) نیست، از آن سنگ فقط یك چشمه آب بیرون خواهد آمد و این توضیح قسمت دیگر آیه است كه فرمود: « فانفجرت منه اثنتا عشرة عیناً».
سنگ حضرت موسی(ع) به عنوان یكی از ودایع نبوت دست به دست به وسیلة اوصیای بعد از موسی(ع) به دست پیامبر اكرم(ص) رسیده و بعد از ایشان هم به دست امام الوصی، علی(ع)، تا حال حاضر كه نزد خاتم‏الاوصیاء، مولانا المهدی(ع) است.

3. تابوت الشهاد\ (تابوت سكینه)
امام صادق(ع) فرمود:
داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنی‏اسراییل؛ تابوت در هر خاندانی از بنی‏اسراییل كه پیدا می‏گشت، نبوت به آنها داده می‏شد، هر كس از ما هم كه سلاح به دستش رسد امامت به او داده می‏شود6.
نام «تابوت سكینه» یك بار در سورة بقره، آیة 248 ذكر شده است كه می‏فرماید:
و پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است كه تابوتی به سوی شما می‏آید كه در آن سكینه و آرامشی از ناحیة پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را كه آل موسی و آل ‌هارون باقی گذاشته‏اند و آن تابوت به‏وسیلة فرشتگان حمل می‏شود، به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنانكه مؤمن باشید.
«تابوت سكینه» با نام‌های صندوق عهد، تابوت یهودیان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت بنی‏اسرائیل و تابوت‏الشهاده نامیده شده است. كه این نام اخیر در دعای «سمات» ذكر شده است، آنجا كه می‏فرماید:
تابوت سكینه، طبق نوشته‏‌ها، صندوقی بوده است كه الواح سنگی و احكام ده‏گانه (تورات) در آن قرار داشته بود و هر وقت قوم بنی‏اسراییل حركت می‏كرد، این صندوق را با حرمت فراوان در ارابه‏ای نهاده و پیشاپیش خود روان می‏داشتند و در جنگ نیز آن را پیشاپیش صفوف قرار می‏دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشكریان گردد. این صندوق به فرمان حضرت موسی(ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (دو لوح سنگی)، كاسه‏ای از «منّ»؛ یعنی همان غذای آسمانی كه در سورة اعراف، آیة 160 از آن یاد شده است، نیز در آن قرار داده بودند7.
تا اینكه فلسطینی‌‌ها به یهودیان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ایشان گرفتند. بعد از آن حضرت داود(ع) جالوت، پادشاه فلسطینی‌ها را كشت و صندوق را به یهودیان باز گرداند.
تا زمان حضرت سلیمان(ع) این صندوق در معبد «قبةالرّمان» قرار داشت.
گفتنی است كه از قبةالرّمان نیز در دعای سمات یاد شده است:
و [تو را می‌خوانم] به آن مجد و بزرگواری است كه برای موسی بن عمران(ع) بر فراز قبة الرّمان قرار داشت8.
مطالب دیگری نیز در خصوص تابوت سكینه رسیده است؛ از جمله در كتاب قرب الإسناد حمیری (ص164) حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده كه حضرت دربارة تفسیر «سكینه» در آیة « فیه سكینة من ربّكم...» فرمود:
این سكینه رایحه‏ای است بهشتی كه به شكل صورت انسانی از صندوق خارج می‏شد و آن صندوق هم اینك نزد ماست.
و همین معنا نیز از حضرت رضا(ع) رسیده است.
تابوت الشهاده اكنون نزد امام مهدی(ع) است. پیامبر اكرم(ص) دراین باره می‏فرماید:
صندوق مقدس از دریاچة طبریه به دست وی (امام مهدی(ع)) آشكار می‏شود و آن را آورده و در پیشگاه مقدس او در بیت‏المقدس قرار می‏دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می‏نمایند به جز اندكی، بقیة آنان ایمان می‏آورند.9

4. پیراهن حضرت یوسف(ع)
مفضل بن عمر گوید، امام صادق(ع) به من فرمود:
می‏دانی پیراهن یوسف(ع) چه بود؟ عرض كردم، نه، فرمود: چون برای ابراهیم(ع) آتش افروختند، جبرئیل(ع) جامه‏ای از جامه‏‌های بهشت برایش آورد، او پوشید و با آن جامه گرما و سرما به ابراهیم زیانی نمی‏رسانید. چون مرگ ابراهیم رسید، آن را در غلافی نهاد و به اسحاق آویخت و اسحاق آن را به یعقوب آویخت و چون یوسف(ع) متولد شد آن را به او آویخت و در بازوی او بود تا امرش به آنجا كه بایست رسید (زمام حكومت مصر را به دست گرفت)؛ چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است كه گفت: «اگر نادانم نمی‏خوانید من بوی یوسف را احساس می‏كنم»10 و آن همان پیراهنی بود كه خدا از بهشت فرستاده بود. عرض كردم: قربانت گردم، آن پیراهن به چه كسی رسید؟ فرمود: به اهلش رسید و هنگامی كه قائم ما (امام مهدی(ع)) ظهور كند، با او خواهد بود، سپس فرمود: هر پیغمبری كه دانش یا چیز دیگری را به ارث گذاشته به آل محمد(ص) رسیده است.11
همان‌طور كه در این حدیث طولانی آمده است، امام صادق(ع) حقیقت این پیراهن را بیان فرموده كه از كجا آمده و در نهایت به دست اهل بیت(ع) رسیده است و این پیراهن از جمله مواریث انبیا(ع) به شمار می‏آید.
همین یك حدیث در توضیح پیراهن حضرت یوسف(ع) ما را كفایت می‏كند. این پیراهن نیز هم‏اكنون نزد حضرت حجةبن‏الحسن العسكری(ع) است.

5. طشت حضرت موسی(ع)، انگشتر حضرت سلیمان(ع)، شمشیر، پرچم و زره پیامبر اكرم(ص)
تعدادی دیگر از مواریث انبیا(ع) نیز هستند كه آنها هم هر كدام بنا بر حكمت و مصلحتی، در اختیار امام مهدی(ع)اند. برای روشن شدن مطلب به ذكر یك حدیث مفصل اكتفا می‏كنیم.
بخشی از حدیثی كه از امام صادق(ع) در این زمینه نقل شده، به شرح ذیل است:
همانا شمشیر رسول خدا(ص)، پرچم، جوشن، زره و خُود پیامبر(ص)، پرچم ظفربخش پیامبر(-ص)، الواح موسی و عصای او، انگشتر سلیمان بن داود، طشتی كه موسی(ع) قربانی را در آن انجام داد، اسمی كه نزد پیامبر(ص) بود و چون آن را میان مسلمانان و كفار می‏گذاشت كه از مشركان به مسلمانان نشانه‏ای نرسد (و من آن را می‏دانم) و هر آنچه را كه فرشتگان آورده‏اند نزد من است، داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنی‏اسراییل، و بر در هر خانه‏ای كه تابوت پیدا می‏شد، نشانة اعطای نبوت بود و سلاح به هر كس از خانوادة ما رسد امامت به او داده می‏شود. همانا پدرم، امام باقر(ع)، زره رسول خدا(ص) را پوشید، دامنش اندكی به زمین می‏كشید و من آن را پوشیدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدی(ع)، كسی است كه چون آن را پوشد به اندازة قامتش باشد. ان‏شاءالله.12
این حدیث به‏طور صریح بخشی از ودایع نبوت و مواریث انبیای الهی(ع) را ذكر كرده است و تصریح نموده كه همة آنها به دست ائمه رسیده و در نهایت نیز به خدمت امام عصر، حضرت مهدی(ع) می‏رسد.
همچنین در كتاب الغیبة نعمانی از محمد ابن مسلم روایت شده است كه امام صادق(ع) فرمود:
خداوند بر خلاف وقتی كه تعیین كنندگان وقت ظهور امام مهدی(ع) معین كرده‏اند، عمل می‏كند. پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست كه جبرییل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در میان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرییل عرض كرد: ای ابامحمد، به خدا قسم این پرچم، از پنبه و كتان و ابریشم و حریر نیست. پیامبر فرمود: پس از چیست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پیغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پیچید و به دست علی(ع) داد و پیوسته نزد آن حضرت بود تا اینكه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پیروز گردانید؛ آنگاه علی(ع) آن را پیچید و همیشه نزد ما بوده و هست و دیگر هیچ‏كس آن را نمی‏گشاید تا اینكه قائم ما(ع) قیام كند. وقتی قائم قیام نمود، آن را به اهتزاز درمی‏آورد و هركس در شرق و غرب عالم باشد آن را می‏بیند؛ رعب و ترس از وی یك ماه زودتر، از پیش روی و چپ و راست او رفته و در دل‌ها جای می‏گیرد. آنگاه گفت: ای ابا محمد او به خونخواهی پدرانش قیام می‏كند و سخت خشمگین است و از اینكه خداوند بر این خلق غضب نموده متأسف است. او پیراهن پیامبر(ص) را كه در جنگ احد پوشیده بود، به تن دارد و عمامه و زره پیغمبر را كه به قامت وی، رساست می‏پوشد و ذوالفقار، شمشیر پیغمبر را در دست دارد، سپس شمشیر برمی‏كشد و هشت ماه از كشته‏‌های بی‏دینان، پشته‏‌ها می‏سازد...»13
دو روایت یادشده دقیقاً روشن می‏كند كه تمامی مواریث انبیای الهی در ن‌هایت به دست باكفایت جان جهان، امام مهدی(ع)، می‏رسد.
و حدیث ذیل اثبات می‏كند كه تمامی ودایع و وصایای انبیای الهی(ع) توسط حضرت ابوطالب(ع) به دست پیامبراكرم(ص) رسیده است.
درست بن ابی منصور می‏گوید:
از امام هفتم(ع) پرسیدم: آیا رسول خدا(ص) مأمور پیروی از ابوطالب(ع) بود؟ و ابوطالب از طرف خدا بر او حجت بود؟ فرمود: نه، ولی ابوطالب نگهدار ودایع نبوت بود و وصایا نزد وی سپرده شد، و او آنها را به آن حضرت(ص) داد. گفتم وصایا را به او داد به حساب اینكه حجت بر او (پیغمبر) بود؟ فرمود: اگر حجت بر او بود وصیت را به او نمی‏داد. گفتم: پس ابوطالب حالش چگونه بود؟ فرمود: به پیغمبر و هر چه آورده بود اقرار كرد و وصایا را به او داد و همان روز درگذشت.14


پی‏نوشت‌ها:
1 . قمی، شیخ عباس، مفاتیح‏الجنان، زیارت حضرت صاحب‏الأمر به نقل از سیدبن‏طاووس.
2 . كلینی، الكافی، ج1، باب ما عند الأئمة من آیات الأنبیاء علیهم‏السلام، ص231، ح1؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص318، ح19.
3 . كلینی، همان، ح2.
4 . همان، ح3؛ مجلسی، همان، ص324؛ همو، حیوةالقلوب، ج1، ص248؛ طیب، سید عبدالحسین،  أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص6.
5 . اسباط دوازده‏گانه عبارت بودند از: 1. بنی روبیل؛ 2. بنی‏شمعون؛ 3. بنی جاد؛ 4. بنی‏یهودا؛ 5. بنی یساكار؛ 6. بنی زبولون؛ 7. بنی یوسف؛ 8. بنی بنیامین؛ 9. بنی‏اشیر؛ 10. بنی دان؛ 11. بنی نفتالی؛ 12. بنی لاوی.
6 . كلینی، محمدبن یعقوب، همان، باب أنّ مثل سلاح رسول‏الله مثل التابوت فی بنی‏اسرائیل، ص238، ح1 و 4.
7 . قمی، شیخ عباس، همان.
8 . همان.
9 . الملاحم والفتن، ص57؛ صافی گلپایگانی، لطف‏الله، منتخب‏الأثر، ص309.
10. سورة یوسف (12)، آیة 94.
11. كلینی، همان، ص232، ح5؛ مجلسی، همان، ص327، ح45؛ همو، حیوةالقلوب، ج1، ص184.
12. كلینی، همان، باب ما عند الأئمة من سلاح رسول‏الله(ص) و متاعه، صص232ـ233، ح1؛ مجلسی، همان، ص360، ح129.
13. نعمانی، كتاب الغیبة، ص
14. كلینی، همان، باب مولدالنبی(ص) و وفاته، ص445، ح18.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر